السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

179

تفسير الميزان ( فارسي )

قوم نوح خليفه ها كرد ) ، « 1 » و آيه : ( ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الأَرْضِ ، و سپس شما را خليفه ها در زمين كرديم ) ، « 2 » و آيه : ( وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الأَرْضِ ، و شما را خليفه ها در زمين كند ) « 3 » مىباشد . نكته دوم اين است كه خداى سبحان در پاسخ و رد پيشنهاد ملائكه ، مسئله فساد در زمين و خونريزى در آن را ، از خليفه زمينى نفى نكرد ، و نفرمود : كه نه ، خليفه اى كه من در زمين ميگذارم خونريزى نخواهند كرد ، و فساد نخواهند انگيخت ، و نيز دعوى ملائكه را ( مبنى بر اينكه ما تسبيح و تقديس تو مىكنيم ) انكار نكرد ، بلكه آنان را بر دعوى خود تقرير و تصديق كرد . در عوض مطلب ديگرى عنوان نمود ، و آن اين بود كه در اين ميان مصلحتى هست ، كه ملائكه قادر بر ايفاء آن نيستند ، و نميتوانند آن را تحمل كنند ، ولى اين خليفه زمينى قادر بر تحمل و ايفاى آن هست ، آرى انسان از خداى سبحان كمالاتى را نمايش ميدهد ، و اسرارى را تحمل مىكند ، كه در وسع و طاقت ملائكه نيست . اين مصلحت بسيار ارزنده و بزرگ است ، بطورى كه مفسده فساد و سفك دماء را جبران مىكند ، ابتداء در پاسخ ملائكه فرمود : ( من ميدانم آنچه را كه شما نميدانيد ) ، و در نوبت دوم ، بجاى آن جواب ، اينطور جواب ميدهد : كه ( آيا بشما نگفتم من غيب آسمانها و زمين را بهتر ميدانم ؟ ) و مراد از غيب ، همان اسماء است ، نه علم آدم بان اسماء ، چون ملائكه اصلا اطلاعى نداشتند از اينكه در اين ميان اسمايى هست ، كه آنان علم بدان ندارند ، ملائكه اين را نميدانستند ، نه اينكه از وجود اسماء اطلاع داشته ، و از علم آدم بانها بى اطلاع بوده‌اند ، و گر نه جا نداشت خداى تعالى از ايشان از اسماء بپرسد ، و اين خود روشن است ، كه سؤال نامبرده بخاطر اين بوده كه ملائكه از وجود اسماء بى خبر بوده‌اند . و گر نه حق مقام ، اين بود كه به اين مقدار اكتفاء كند ، كه بادم بفرمايد : ( ملائكه را از اسماء آنان خبر بده ) ، تا متوجه شوند كه آدم علم بانها را دارد ، نه اينكه از ملائكه بپرسد كه اسماء چيست ؟ پس اين سياق بما مىفهماند : كه ملائكه ادعاى شايستگى براى مقام خلافت كرده ، و اذعان كردند به اينكه آدم اين شايستگى را ندارد ، و چون لازمه اين مقام آنست كه خليفه اسماء را بداند ، خداى تعالى از ملائكه از اسماء پرسيد ، و آنها اظهار بى اطلاعى كردند ، و چون از آدم پرسيد ، و جواب داد به اين وسيله لياقت آدم براى حيازت اين مقام ، و عدم لياقت فرشتگان ثابت گرديد . نكته ديگر كه در اينجا هست اينست كه ، خداى سبحان دنباله سؤال خود ، اين جمله را اضافه فرمود ) ( * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * ، اگر راستگو هستيد ) ، و اين جمله اشعار دارد بر اينكه ادعاى ملائكه

--> 1 - سوره اعراف آيه 69 2 - سوره يونس آيه 14 3 - سوره نمل آيه 62